...

هنوز بدرود نگفته ای ، دلم برايت تنگ شده است
چه بر من خواهد گذشت
اگر زمانی از من دور باشی؟!
هر وقت که کاری نداری انجام دهی؛
تنها به من بيانديش
من در رويای تو شعر خواهم گفت
شعری درباره چشم هايت
و دلتنگی..

جبران خليل جبران

آقای شریعمتداری! با عرض معذرت خیلی جو گرفتتان!

http://jahannews.com/vdcaaunum49naa1.k5k4.html

یادداشت شما را که خواندم بی مبالغه قلبم به درد آمد؛

خوشا به حال شما که هم ادبیاتتان خیلی فاخر! است و هم ادعاهایان همیشه مستند و در کشوی میزتان!!


تو!

هيچ‌ وقت تو را ترک نمي‌کنم
حتا اگر

توي اين دنيا نباشم

....

مي‌داني ؟
مي‌داني از وقتي دلبسته‌ات شده‌ام
همه جا
بوي پرتقال و بهشت مي‌دهد ؟

هرچه مي‌کنم
چهار خط براي تو بنويسم
مي‌بينم واژه‌ها
خاک بر سر شده‌اند
هرچه مي‌کنم
چهار قدم بيايم
تا به دست‌هات برسم
زانوهام مي‌خمد
نه اين‌که فکر کني خسته‌ام،
نه اين‌که تاب راه رفتن نداشته باشم
نه
تا آخرش همين است
نگاهت

به لرزه‌ام مي‌اندازد ...!



نزار قبانی